چگونه حسابهای جعلی را تشخیص دهیم؟ سواد رسانه حلقه گمشده در جنگهای سایبری
کارشناس فضای مجازی، با تحلیل گزارش روزنامه فرانسوی فیگارو تأکید کرد که در عصر جنگهای شناختی، تنها راه مقابله با حسابهای کاربری (اکانتها) جعلی و جلوگیری از فرسایش اعتماد عمومی، ارتقای جدی سواد رسانهای و عبور کاربران از نگاه سطحی به اخبار فضای مجازی است.

سینا تفنگچی، کارشناس فضای مجازی، در گفتوگو با
خبرگزاری صدا و سیما درباره گزارش منتشر شده از سوی Le Figaro اظهار کرد: «آن چیزی که فیگارو منتشر کرد نه یک افشاگری بوده، نه یک اختلاف سیاسی؛ بلکه گزارشی بوده درباره یک نمونه کلاسیک از جنگ شناختی و یک نفوذ دیجیتال دولتمحور که هدفش نه تنها اقناع نبوده بلکه تولید رضایت عمومیِ شبیهسازیشده بوده است.»
وی با اشاره به مفهوم «آستروترفینگ» افزود: «در علوم ارتباطات به این بحث آستروترفینگ میگویند؛ ایجاد یک توهم رضایت عمومی که با استفاده از رباتها، افراد جعلی، حسابهای جعلی و تولیدات مصنوعی انجام میشود. هدف این است که واقعیت دستکاری شود و از طریق آن موجی از رضایت یا عدم رضایت در افکار عمومی شکل بگیرد.»
نشانههای فعالیتهای رباتی چیست؟
تفنگچی در پاسخ به این پرسش که نشانههای فعالیتهای رباتی و غیرواقعی چیست، گفت: «مردم در نگاه اول شاید نتوانند تشخیص دهند و این موضوع نیازمند بررسیهای لایهای است. مثلاً باید تاریخ شروع فعالیت اکانت بررسی شود، زمان تولید محتوا و بازههای زمانی فعالیت آن بررسی شود. نسبت تعداد لایکها و ریتوییتها به تعداد فالوورها و فالوینگها اهمیت دارد. جنس تولیدات محتوایی و افرادی که آن را ریتوییت میکنند نیز کمک میکند تا مشخص شود پشت این حسابها حسابهای جعلی وجود دارد یا نه.»
وی افزود: «حتی جزئیاتی مثل عکس پروفایل، عکس بکگراند و موارد لایههای زیرینتر قابل بررسی است. تکرار یک متن به شکل کپیپیست نیز میتواند نشانه هدایتگری باشد.»
این کارشناس فضای مجازی درباره مبنای اعلام شناسایی هزاران حساب غیرمعتبر گفت: «در سالهای اخیر خود Telegram، Instagram و Twitter بارها آمار حسابهای رباتیک را منتشر کردهاند. آنها گزارش دادهاند که حسابهایی را شناسایی کردهاند که کاملاً جعلی بوده و تولیداتشان انسانمحور نبوده بلکه رباتیک بوده است.»
وی ادامه داد: «طبق بررسیای که فیگارو اعلام کرد، حدود ۱۱ هزار اکانت جعلی شناسایی شده و در حدود ۹۵ درصد حسابهایی که در حوزه حمایت از آقای رضا پهلوی فعالیت میکردند، اکانتهای رباتیک بودهاند.»
عدم تناسب میان لایکها و کنش واقعی
تفنگچی یکی از دلایل ورود رسانههای تحقیقی به این موضوع را عدم تناسب میان حجم لایک و ریتوییت با کنش واقعی دانست و گفت: «وقتی این حجم از لایک و ریتوییت را میبینیم، انتظار میرود کنش قویای هم در ادامه رخ دهد؛ اما وقتی این تناسب وجود ندارد، نشان میدهد اتفاقی جعلی و دستکاریشده در حال رخ دادن است.»
وی افزود: «طبق بررسی فیگارو، حدود ۹۵ درصد این حسابها محتواهای جعلی و حمایت فیکمحور را ساپورت میکردند. این باعث میشود به جای توجه به حمایت از آقای رضا پهلوی، به این برسیم که با یک شاه رباتیک مواجه هستیم.»
تأثیر بلندمدت جنگهای شناختی
این کارشناس با اشاره به انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا میان Donald Trump و Hillary Clinton و بحث دیپفیکها گفت: «در سال ۲۰۱۷ واژهای به نام Reality Apathy شکل گرفت؛ یعنی بیعلاقگی نسبت به واقعیت. انبوه محتوای جعلی باعث میشود حتی اگر افراد صادق هم درباره صحت خبری قسم بخورند، مخاطب دیگر باور نکند.»
وی تأکید کرد: «بزرگترین سم برای هر جامعه این است که از رسانه دور شود. فعالیت رباتها شاید در کوتاهمدت اثر شدیدی نشان ندهد، اما در بلندمدت باعث فرسایش اعتماد عمومی میشود و مخاطب نسبت به دنبال کردن اخبار و کمپینها بیمیل میشود.»
تفنگچی درباره نکات جالب گزارش فیگارو گفت: «فیگارو علیرغم فضای هیجانی موجود، حاضر نشد به تولیدات غیرواقع بپردازد و یک بررسی رسانهای واقعبینانه انجام داد. این نشان میدهد روزنامهنگاری میدانی و تحقیقی چقدر اهمیت دارد.»
وی با اشاره به تجربهای شخصی از انتشار شایعه بسته شدن آسمان ایران، عراق و اسرائیل گفت: «با بررسی ساده سامانههای پروازی مشخص شد پروازها برقرار است. انتشار مطالب بدون بررسی، ذهن مخاطب را مشوش میکند و پس از روشن شدن واقعیت، بیاعتمادی ایجاد میشود..»
وی افزود: «وقتی گفته میشود ۹۵ درصد حسابها رباتیک بودهاند، یعنی انبوه لایک و فالوور الزاماً به معنای انبوه همراهان واقعی نیست. اگر فردی بخواهد لیدر باشد، باید در انتخاب مشاوران فضای مجازی خود دقت کند.»
توصیههایی به کاربران فضای مجازی
تفنگچی در پایان توصیه کرد: «کاربران نباید هر محتوایی را صرفاً به دلیل جذاب بودن یا همسو بودن با دیدگاهشان بپذیرند یا بازنشر کنند. لازم است بررسی کنند، از چند منبع بخوانند و صرف دیدن یک کانال یا یک صفحه، آن را رسانه تلقی نکنند.»
وی افزود: «این موضوع فقط در حوزه اخبار نیست؛ در همه ساحتهای محتوایی صدق میکند. ما نیاز داریم عمیقتر نگاه کنیم، ژرفتر بررسی کنیم و برای خودمان و دیگران مسئولانهتر عمل کنیم.»