تولد در منزل؛ ماموریت اورژانس بابل که به حیات نوزاد و مادر ختم شد
تماس اضطراری یک پدر در بابل به عملیاتی حساس انجامید و راهنمایی کارشناس اورژانس، مادر و نوزاد را از بحران به آغوش زندگی رساند.
به گزارش
خبرگزاری صدا و سیمای مازندران، در شبی که میتوانست به کابوسی وحشتناک تبدیل شود صدایی از پشت خط پدری هراسان را چنان آرام کرد که دستان لرزانش اولین مشتاقترین دستها برای به آغوش کشیدن فرزندش شدند.
گاهی معجزه در اتاق عمل جراحی و با حضور تیمهای مجهز پزشکی رخ نمیدهد گاهی معجزه در سکوت شب، در یک خانه ساده و از پشت یک خط تلفن شکل میگیرد. این بار بابل صحنه چنین معجزهای بود؛ معجزهای که راوی آن سیما شریفنتاج نام دارد؛ مامایی ۵۱ ساله با ۲۴ سال تجربه، اما این بار نه در بیمارستان که در اتاق دیسپچ اورژانس ۱۱۵.
تماسی از جنس اضطراب
ساعت ۲۲ شب بود که زنگ تلفن در مرکز اورژانس بابل به صدا درآمد آن سوی خط مردی بود با صدایی لرزان و کلماتی که از شدت استرس به سختی از دهانش خارج میشد. سیما شریفنتاج که آن شب شیفت بود بلافاصله حال و هوای مادرانهاش را به پشت خط فرستاد او میداند که در چنین لحظاتی اولین چیزی که باید به خانواده تزریق شود آرامش است، اما این بار شرایط ویژه بود؛ مسافت طولانی تا رسیدن آمبولانس و زایمانی که هر آن ممکن بود رخ دهد.
راهنمایی از جنس مادری
آنچه در ۴۵ تا ۵۰ دقیقه بعد رخ داد چیزی فراتر از یک راهنمایی تلفنی معمولی بود سیما شریفنتاج با صدایی چنان آرام و مهربان که گویی کنار خانواده نشسته پدر هراسان را قدمبهقدم هدایت کرد. لحظه تولد که فرا رسید پدر دیگر فقط یک تماسگیرنده نبود او تبدیل به یک همراه شده بود و در آن لحظه سرنوشتساز وقتی نوزاد پسر به سلامت متولد شد صدای کارشناس اورژانس با چنان شوقی در پشت خط پیچید که گویی خودش مادر است: «ای جانم! محمدعلی!»
سیما شریفنتاج حالا که به آن شب فکر میکند خودش هم از آرامش عجیبی که داشته شگفتزده است: «الان صدای خودم را میشنوم، تعجب میکنم این همه آرامش از کجا آمده بود آن سوی خط را نمیدیدم، اما آن خانواده برایم مثل خانوادهام بود، آنقدر خدا کمک کرد که بتوانم حمایتش کنم تا فرزندش را سلامت به دنیا بیاورد.
وی معتقد است که سن وسالش تجربه ۲۴ ساله و شاید مادر بودن خودش دست به دست هم داد تا این معجزه رقم بخورد، اما بهوضوح تأکید میکند: هدف ما خدمترسانی است فرقی نمیکند کجا باشیم، هر مامایی جای من بود، همین کار را میکرد.
از وظیفه تا فرا وظیفه
شاید برای بسیاری از ما تصور این حجم از مسئولیتپذیری سخت باشد، اینکه یک کارشناس تلفنی با وجود تمام محدودیتها چنان غرق در وظیفه شود که نه تنها راهنمایی فنی بدهد بلکه روحیه و امید ببخشد. محمدعلی نامی که حالا برای همیشه با یک خاطره منحصربهفرد گره خورده است و در شرایطی به دنیا آمد که نه در اتاق زایمان که در آغوش پدری هراسان، اما همراه و با هدایت مادری مهربان از پشت خط چشم به جهان گشود. گاهی برای نجات یک زندگی نیازی به تجهیزات پیشرفته نیست فقط کافی است کسی آن سوی خط با تمام وجود بگوید: «نترس، من کنارت هستم.»